الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
160
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
رفتهاند . از جمله صاحب كنز العرفان مكرراً از كتابى به نام « النهايه فى تفسير خمس مائة آيه » نام مىبرد و در تفسير آيات الاحكام از آن ، مطلب نقل مىكند ، با آن كه اين كتاب امروز در ميان ما نيست . « 1 » در هر حال در ارتباط با قرآن سه مسأله مورد توجّه است : يكى در ناحيه صدور يعنى انتساب آن به خداوند و ديگر تحريفناپذيرى قرآن و سوم در ناحيه دلالت و برداشت احكام از قرآن . قرآن كلام خداست : اين بحث بحثى كلامى است كه در آن بر اساس ادلّه و شواهد گوناگون اثبات مىشود كه قرآن كلام خداوند است و اين اعتقاد تمامى مسلمانان است . آنان قرآن را وحى الهى مىدانند كه از سوى خدا در اختيار پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفته و خود پيامبر نيز در هنگام دريافت وحى ، يقين داشت كه اين كلام از سوى خداست . سپس پيامبر نيز بدون كم و زياد ، آن را بر مردم تلاوت كرده و به آنان رسانده است و پس از آن هم تا به امروز تغيير و تحريفى در آن به وجود نيامده و آن چه هم اكنون در دست ماست همان قرآن واقعى و كلام اللَّه حقيقى است . حتى به عقيدهء بعضى ترتيب آيات و سورهها ، آغاز و پايان سور به صورت كنونى كه دست ماست ، همان چيزى است كه از طرف خداوند توسط جبرئيل امين بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرستاده شده است . « 2 » ( به زودى بحث تحريفناپذيرى قرآن خواهد آمد ) . مقصود از اين كه قرآن وحى الهى است فقط در معنا و مفهوم نيست ، بلكه مراد آن است كه عين الفاظ آن ، كلام خداست و از اينجا تفاوت عمده ، ميان روايات و قرآن مشخص مىشود زيرا بسيارى از احاديث ، عين الفاظ پيامبر و ائمّه عليهم السلام نيستند بلكه از قبيل نقل به معنا هستند و اجازه تغيير عبارات و الفاظ در احاديث با حفظ معنا ، از سوى ائمّه عليهم السلام به راويان داده شده است . « 3 » محدّثان و فقهاى اماميّه بالاتفاق و اكثر اهل سنّت نقل به معنا را در احاديث جايز مىدانند ، فقط تعداد كمى از اهل سنّت آن را مجاز نمىشمرند . « 4 » ولى در نقل متن قرآن نقل به معنا جايز نيست ، لذا وقتى خداوند مثلًا آيه « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » را بر پيامبر نازل مىكند با آن كه كلمهء « قل » خطاب خاصّ به پيامبر است ، ولى ايشان هنگام تلاوت بر مردم آن را حذف نكرد ، بلكه همانگونه كه دريافت كرده بود بر مردم مىخواند و يا اگر يك جا « لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها » « 5 » بدون « واو » آمده و جاى ديگر « وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها » « 6 » با « واو » آمده ، پيامبر اين دو گونه وحى را با حفظ امانت و بدون تغيير به مردم رسانده است . دلايل و شواهد فراوانى در علم كلام و علوم قرآنى دربارهء حقانيّت قرآن مجيد اقامه شده است .
--> ( 1 ) . مقدّمهء كنز العرفان به قلم آقاى واعظزاده خراسانى ، ص 11 . ( 2 ) . اصول الفقه ، ج 2 ، ص 51 . ( 3 ) . الفوائد الحائريه ( وحيد بهبهانى ) ، ص 284 . ( 4 ) . معالم الدين ، ص 203 . ( 5 ) . شورى ، آيهء 7 . ( 6 ) . انعام ، آيهء 92 .